تبليغاتX
دل نوشته های من - با تمام وجودت بخون....




















دل نوشته های من

آنگاه که دوست داری کسی همواره به یادت باشد به یاد من باش که همواره به یادت هستم . سوره بقره آیه 152

غروب آفتاب نزدیک است و تو داری روز دیگری را پشت سر می گذاری......امروز کارهای زیاد و گوناگونی کردی.....شاید کارهای تکراری و شاید کارهایی که برای اولین بار در زندگیت انجام دادی.......کارهای خوب یا بد.....................................

روزی ویژه را در پیش داری ... این روز را که می گویم زیاد دور نیست ......با انجام هر عملی به آن نزدیک تر میشی .... بعضی ها از اون روز می ترسند و سعی می کنند اصلا بهش فکر نکنند و برعکس بعضی ها شب و روز منتظرش هستند و واسش لحظه شماری می کنند........

نمی دونم تو  از اون روز خبر داری یا نه ؟ الا می دونی در مورد چی صحبت می کنم ؟!

به هر حال شاید تا الان حدس هایی زده باشی ........بگذریم........

تو دنیا بعضی ها هستن که از گذشته شون بدشون میاد........ و همیشه میگن اگه یک بار دیگه برگردم به اون زمون حتما تصمیم دیگه ای می گرفتم........و برعکس بعضی ها از زندگیشون راضی هستن و به آینده شون امیدوار....

تو جزو کدوم دسته ای ؟؟؟ نمیدونم اون روز کی بود که نباید اون کارو انجام نمی دادی.....اما انگاری یکی هی بهت می گفت انجامش بده . مگه نه؟!

  همیشه قانونش اینه که سر دواهی قرار بگیری و یکی از اون طرف تو رو بکشه و یکی از اون طرف.......نمیدونی باید چی کار کنی .... نمی تونی بد و خوب و از هم تشخیص بدی....احساس بدی همه وجودتو پر می کنه ... و آخر سر یا خوب و انتخاب می کنی یا بد.......که اکثر اوقات بدو انتخاب می کنی.... مگه نه؟؟

 

خب من زیاد پرحرفی کردم ببخشید ولی می خواستم بگم اون روزی رو که در موردش حرف زدم ... روزیه که دیگه طلوع خورشید رو دیگه نمی تونی ببینیو نه غروب رو

الان هر جا که بخوای می تونی بری اما اون روز یک جای کوچیک بیشتر نداری... یک محدوده.....یادت باشه که دنیا انقدر بی وفا هست که یهو ولت می کنه و می سپارتت به دامن خاک

 

پس بهش دل نبند.

برام دعا کن.

 

نوشته شده در پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 18:35 توسط مطهره| |


Design By : Night Skin